|
بارون که نم زد رسمو بهم زد باز برمیگردی....؟!
|
+ اینقد با شتاب به کدوم مقصد سرعت گرفتیم... استاد به شوخی:یه روز بعده اینکه رفتین روز دانش اموز راهپیمایی کردین یعنی فرداش.. برین کارتای کنکور تون رو هم بگیرین.. یکی از بچه ها:استاد اول اینکه دانشجویی گفتن بعدشم اگه نگرفتنمون چشم....
|
تو راست ميگي عزيز زن بودن هميشه درد داشته..... هميشه....! +مطمئنم تموم كساني كه يه پست ميزنن اين هوااااو از ظرافت و لطافت و مزيت زن بودن و..... به به و چه چه كنان حرف ميزنن .. يه همچين بعداز ظهر گندي رو پشت سر نذاشتن.... ++ بعضي از دردا داروش فقط نق زدنه...!! همين...
|
ميگم: درس اول بايد تحويل نگيري تا تحويلت بگيرن... اين يه قانونه من دراورديه!! ادم باش و حرف گوش كن.. ميفرماين: چن تا مثال بگم كه با منت كشي و سيريش شدن و گريه زاري با همه ي اختالافا به هدفشون رسيدن... با اين قانوناي من دراورديت ........
|
شدي مثه اين طرحاي اكسپرسيونيستي " پر از اغراق و تحريف در احساسات …." تو خيلي خوب بلدي اغراق و تحريف كني حتي بهتر از ماكس بكمن و ......
|
دچار بی حرفی یا خودسانسوری ؟؟!! نمیدونم...
|
" چاشنی شانش... تو این فکرم که "تاتـــنهام" هم مثه من، امشب تو فینال بد اورده!! 93 دقیقه دویدن + نیم ساعت اضافه و... اخررر سر تو ضربه های پنالتی که نمونه کامل بی عدالتیه باخت داد!! جنگیدن + جنگیدن = باخت .... عادلانه است؟! " + دقيقا يادم نيست فينال چي انگليس بود ولي بازي بازيه منچستر و تاتنهام بود.. رضا داداشم نشسته بود و حرص و چاي رو با هم ميخورد... اگه اشتباه نكنم تو لحظه هاي اخر ...بازي دو – دو شد... تاتنهاام عاالي بود تا اخرين لحظه!! اخرشم "فسقل شصت سه اي" به مراد دلش رسيد و منچستر تو پنالتي برد!!! من دلم با تاتنهاام بود. اين يادداشت رو هم بعده بازي نوشته بودم ..امروز يهوو چشمم خورد بهش..! روزايي بود.. ++ چقد زود بابت بعضي از كارا و حرفاام پشيمون ميشم...!
|
راستش 21 سالگي و اين همه تجربه و اين گذشت زمان.. منو به وحشت ميندازه! شك ميكنم به داشتن اين عدد 67 و اين شناسنامه ..... + بابايي بيا بگو كه اين شناسنامه و اين عدد 67 مال من نيست!!!!!!!!!! و چن سال زودتر گرفتيش و خيال منو راحت كن .....!!!!!!!!!!!!!!
|
تولد + همون روزي كه تو هيچ وقت ازش نپرسيدي؟؟؟!
|
كبرا خانم و اصغر اقا..!!! :d هم مياين اينجا رو ميخونن.. ميدونم. هر روزم برادران گمنام وبگذار مهر محكم تائيد اين ادعا رو ميزنن...! ولي من ميخوااام از يه نگاه سنگين ازار دهنده حرف بزنم...!!! نگاهي كه به خاطرش گاهي به سرم ميزنه تيشه بگيرم و اخرين ريشه هاي اينجا رو از جا بكنم... تـــا اون نگاه سنگيني كه موقع نوشتن تك تك پستا حس كردم رو از بين ببرم... + اصلا اين نگاه سنگين و اين ارشيو حذف شده چي معني ميتونه داشته باشه جز تشويش؟؟؟!
|
|
About
|